آقای اوباما! در یادداشت قبلی یادآور شده بودیم که ایران و ایرانی ، به خصوص نسل امروز ، بازمانده های همان مردان جان برکفی هستند که صدام معدوم با مدیریت شما و دیگر همدستانتان آنها را به شهادت رساند. چند روز از آن یادآوری نمی گذرد که پرنده قدرت تو مفتضحانه در دام دانش همین جوانان افتاد ، همان هواپیمای بی سرنشین که برای جاسوسی و ورود دزدانه به حریم آسمان کشور عزیزمان فرستاده بودی و همچون تمام جنایات و شرارت های پیشینت این بار هم به خود می بالیدی، با فکر و دست توانمند همین بازماندگان جنگ تحمیلی به دام افتاد و آن ابهت پوشالی یکبار دیگر شکسته شد. و چه قدر شیرین است لذت خواهش های مرد شماره یک ایالات متحده آمریکا از ملت ایران برای بازگرداندن این خفت و سند تجاوز... بازماندگان نسل جنگ و دفاع این پیروزی را به ملت ایران تبریک و شادباش می گوید و امید دارد سردمداران استکبار قدرت ایمان را باور کنند.
ادامه مطلب
+ ارسال / یاد جاوید |
روزی دزدی در خیابان در حال دویدن فریاد می زد: آهای دزد را بگیرید... هفته ای که گذشت تمامی شبکه های خبری غربی خواسته یا ناخواسته ، فریاد ملت آمریکا را برای رها شدن از فقر، گرسنگی و مقابله با چپاول حقوق حقه شان از دست زیاده خواهان اقلیت سرمایه داری قلدر منعکس کردند. اکثریتی که خود را 99 درصد از ساکنان ایالات متحده می دانند. موج وال استریت شاید بوق رسوایی همان دزدی است که دیگران را دزد خطاب می کرده است. متن این یادداشت را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب
+ ارسال / یاد جاوید |
آن فرو ریخته گلهای پریشان در باغ کز می جام شهادت همه مدهوشانند نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد که نگوئید از یاد فراموشانند

این ابیات پس از گفتگوی چنددقیقه ای با استاد جمشید مشایخی و در شرایطی که حال و هوای گفتگو رنگ و بوی میهن و ایثار داشت بر زبان وی جاری شد.
وقتی از این بازیگر پر سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون خواستیم از شهدای جاویدالاثر بگوید به رسم همیشگی خود را خاک پای مردم و این مردان بزرگ خواند و گفت...
+ ارسال / یاد جاوید |
این افراد خدا را در وجود خود پیدا کردند و شاید بشود گفت طبع عشقی که در دل داشتند یک طبع هنری است. جانباختن و مفقود شدن خودش هنر می خواهد. در هیج جای دنیا به اندازه بچه های ما جانفشانی وجود ندارد. ولی اله مومنی را خیلی ها با ایفای نقش حماسی اش در فیلم سینمایی کوچک جنگی می شناسند. او در نقش میرزا کوچک خان و پس از آن در سریالهای متعدد تلویزیونی از جمله مختارنامه تا به امروز نقش های تاثیر گذاری را بازی کرده است. گفتگوی کوتاهش را با ما در ادامه بخوانید

ادامه مطلب
+ ارسال / یاد جاوید |
کسانی که جانشان را کف دستشان گذاشتند و برای دفاع کشورشان جنگیدند باید برای این افراد احترام قائل بود.

امیر سلیمانی به واسطه بازی در چند اثر سینمای دفاع مقدس شاید تجربه و آشنایی قابل قبولی در این حوزه داشته باشد اما ما فارغ از این موضوعات به عنوان یک هنرمند جوان به سراغ او رفتیم تا در خصوص جان نثاری های فرزندان این مرز و بوم از ایشان پرسو جو کنیم:بحث، بحث خاک یک کشور است.
کسانی که جانشان را کف دستشان گذاشتند و برای دفاع کشورشان جنگیدند باید برای این افراد احترام قائل بود...
+ ارسال / یاد جاوید |
یادداشت مهمان / و هنگامی که بانگ خلائق در صحرای محشر از خوف یوم الحساب طنین افکن می شود و مخلوقات به دنبال ملجاء و پناهگاهی هستند ناگهان؛ ندایی از جانب حق، اهل محشر را در سکوت فرو می برد. این الحُسینیون؟ این الباکین الحُسین؟ و اینجاست که رهروان راستین و پرچمداران راه ولایت درلوای پرچم « لاخُوفُ عَلیهم و لاهم یحزنون» عرصه محشر را بی واهمه می پیمایند و آنان شهیدانی هستند که لبیک به ندای « هل من ناصر ینصرنی » سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) گفتند و نامشان همیشه در تاریخ جاودانه است.
ادامه مطلب
+ ارسال / یاد جاوید |
برای مطالعه و دریافت در اندازه واقعی ، ذخیره فرمایید.
+ ارسال / یاد جاوید |
سردار انصاری در دیدار با خانواده جاوید دالاثر عباس کهن پیامی را در دفتر یاد بود این شهید ثبت کرد.
وی در حاشیه نشست خبری برگزاری مجلس ایثارگران ، با علی اکبر کهن پیرامون برخی فعالیت های فرهنگی این بیت در حوزه نشر فرهنگ ایثار و شهادت به گفتگو نشست. برای مشاهده در اندازه واقعی ذخیره کنید
+ ارسال / یاد جاوید |
برای دیدن روزنامه در اندازه واقعی ذخیره کنید مدتی بود که عباس شب ها دیر به خانه می امد و این مساله مرا تا حدودی ترساند که نکند خدای نا خواسته جوانان دیگر او را به راه نا صواب بکشانند. حاج علی اکبر کهن (برادر جاویدالاثر) پ.ن : روزنامه اطلاعات / ستون دو رکعت عشق
ان ایام اوج نهضت امام راحل بود.حتی یکبار با دمپایی پاره و با پای برهنه به منزل برگشت و تن و بدن اوکبود بود.
من که برادر بزرگترش بودم و به شدت نگران وضع او بودم و سعی می کردم مراقبت کنم و بدانم که او کجا می رود تا این که یک روز حقیقت را فهمیدم.اری! او شبها به مهدیه تهران می رفت و پای منبر مرحوم کافی می نشست و گاهی اوقات هم ما موران ستمشاهی او را به این خاطر نوازش می کردند!
عباس سرانجام عاشقانه در عملیات بیت المقدس (آزاد سازی خرمشهر ) جاویدالاثر شد .
+ ارسال / یاد جاوید |
تقدیم به یادگاران عملیات فتح خرمشهر
برای دیدن فایل در اندازه اصلی ذخیره کنید در پشت پنجره در قاب آیینه یا چارچوب حوض خیره شوم به تو اید به یاد من ان بیست ثانیه! افتاب بود و زجر می زد ترک زمین من بودم و تو و کوهی ز دشمنان ذهنم بی وفا شده در دستمان چه بود یا پیش ظالمان؟ با چه می جنگیدیم زیر ان باران؟ اما خود تو نیز... من گفتمت به راز: عاشق مبارک است عشق و امید هم انجا غریبه بود چشمانت ولی یک باغ لاله بود در اخرین قدم زیر درخت نخل گفتی برو بخوان این آخرین غزل گفتم که هیچ جز با تو گر روم گفتی:برو این بسته را ببر تا بیست ثانیه من هم رسم به تو من امدم ولی جیغ تگرگ داغ از من جدانمود در زیر نخل عشق یک تکه از سینه ام *** حالا به روی تخت خشکیده این نگاه هر ثانیه گذشت در این بیست سال گویم که امدی این بسته پیش من قران و یک پلاک مانده امانتی ای سبز کلام من ای سرخ پیراهنم روحت سپید یاس ایران چه مفتخر با یاد منتظر جاوید زنده دل کاوه کهن پ.ن: روزنامه اطلاعات صفحه ۲ شماره ..... مورخ .....
+ ارسال / یاد جاوید |
یادداشتی به قلم کاوه کهن در ویژه نامه همشهری محله/ ۱۹ شهریور ۱۳۸۴
با موضوع توجه و احترام به ارزش های فراموش نشدنی شهدا و مفقودالاثران

+ ارسال / یاد جاوید |