تقدیم به یادگاران عملیات فتح خرمشهر
برای دیدن فایل در اندازه اصلی ذخیره کنید در پشت پنجره در قاب آیینه یا چارچوب حوض خیره شوم به تو اید به یاد من ان بیست ثانیه! افتاب بود و زجر می زد ترک زمین من بودم و تو و کوهی ز دشمنان ذهنم بی وفا شده در دستمان چه بود یا پیش ظالمان؟ با چه می جنگیدیم زیر ان باران؟ اما خود تو نیز... من گفتمت به راز: عاشق مبارک است عشق و امید هم انجا غریبه بود چشمانت ولی یک باغ لاله بود در اخرین قدم زیر درخت نخل گفتی برو بخوان این آخرین غزل گفتم که هیچ جز با تو گر روم گفتی:برو این بسته را ببر تا بیست ثانیه من هم رسم به تو من امدم ولی جیغ تگرگ داغ از من جدانمود در زیر نخل عشق یک تکه از سینه ام *** حالا به روی تخت خشکیده این نگاه هر ثانیه گذشت در این بیست سال گویم که امدی این بسته پیش من قران و یک پلاک مانده امانتی ای سبز کلام من ای سرخ پیراهنم روحت سپید یاس ایران چه مفتخر با یاد منتظر جاوید زنده دل کاوه کهن پ.ن: روزنامه اطلاعات صفحه ۲ شماره ..... مورخ .....
+ ارسال / یاد جاوید |